۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

اگر الله می‌نوشت





و من شما را آفریدم که با هم برابر باشید و کینه و ستم بر همنوع نورزید و از کشتن و تاراج و ظلم بر  حذر باشید، من شما را برای اینکه از من متشکر باشید نیافریدم و محتاج نماز و فرمانبری شما نیستم، دلهایتان را پاک کردم و آسوده باشید که پلیدی وجود ندارد تا وجودتان را در بر بگیرد، شما اسباب بازی من نیستید که ۲۴ ساعته بشینم و دعوای خودم و شیطان را به جان شما بیندازم تا اگر من توانستم گولتان بزنم به بهشت بروید و اگر شیطان توانست جهنم در انتظار شما باشد، هیچ انسانی‌ را آزار ندهید حتی اگر هم دین شما نبود، ملاک را انسانیت قرار بدید و هیچ کس را نجس مپندارید، برای من جنگ مکنید و کسی‌ را نکشید،  بر دل‌ِ هیچ کدامتان مهر نادانی‌ نزدم و هیچ کدامتان پیش من قدر و حرمتی بیشتر بخاطر خوش رقصی ندارید، زنان و مردان نزدِ من به یک میزان با ارزش هستند و حق هیچکدمتان بر گردنِ دیگری نیست، به طمع بهشت نباشید و از جهنم نیز نترسید آنچه برای شما می‌خواهم آرامش و خوشبختی‌ است نه عذابی است و نه پاداشی زندگی‌ کنید و لذت ببرید که من شما را دوست دارم.

آنگاه میشد بودنش را درک کرد و بهش امیدوار بود 


۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

سهم من







سهم من از کل دنیا قطعه ای از خاک ایران است 
جایی که  در آن بهای نفس کشیدن را هم باید پرداخت
جایی که در آن از کودکی اموختیم باید همیشه سرمان پایین باشد, چون   زن  بودن جرم است، لباس زیبا پوشیدن جرم است،حرف زدن جرم است، کمک کردن جرم است،  به ما یاد دادن فرمانبر و بله قربان گو باشیم و تظاهر و تقیه و نیرنگ زندگی‌مان باشد, در غیر این صورت, خفه شدن است و اگر خواستیم از حقمان وخودمان دفاع کنیم جایمان  گوشهٔ زندان است,
جایی که در آن صبحانیمان شکنجه ناهارمان درد و شاممان عذاب روحیست .
جایی که در آن باید بیاموزیم که آزادی زهر است و اگر باز هم نپذیرفتیم  حقمان, طناب دار است 
آری این داستان زندگی و زنده بودن ماست.

 افسوس که با این همه ظلم و تبعیض و فساد صدای رسایی از مردم نیست، ناله و اعتراضات در پستو‌های خانه و تاکسی شنیده میشود ولی‌ صد افسوس آنقدر که مردم به فکر پیشی‌ گرفتن از هم و دور زدن همدیگر و کلاه برداری و مال همدیگر خوردن هستن به فکر نجات یافتن از سر منشأ این مشکلات نیستند، همه گلیمِ گلی مردم را از زیر پایشان میدزند

این روز‌ها خندیدن جنس نایاب است 

 

۱۳۹۱ دی ۱۹, سه‌شنبه

اسلامِ راستین







با درود به همه همزبانان عزیزم




چند مدتی‌ بود که می‌خواستم حرف ها، و دلتنگی‌ ها، خاطرات،  دست نوشته ها   و تجربیاتم از زندگی‌ را جایی‌ بنویسم، خیلی‌ با خودم کلنجار رفتم و در آخر تصمیم گرفتم این وبلاگ را باز کنم، امیدوارم دوستان خوبی‌ را پیدا کنم